به چهارراه خوش آمدید





Powered by WebGozar

بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه

  


خری آمد به سوی مادر خویش * بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری * اگر تو بچه ات را دوست داری

خر مادر بگفتا ای پسر جان * تو را من دوست دارم بهتر از جان

ز بین این همه خر های خوشگل * یکی را کن نشان چون نیست مشکل

خرک از شادمانی جفتکی زد * کمی عر عر نمود و پشتکی زد

بگفت مادر به قربان نگاهت * به قربان دو چشمان سیاهت

خر همسایه را عاشق شدم من * به زیبایی نباشد مثل او زن

بگفت مادر ، برو پالان به تن کن * برو اکنون بزرگان را خبر کن

به آداب و رسومات زمانه * شدند داخل به رسم عاقلانه

دو تا پالان خریدند پای عقدش * به افسار طلا با پول نقدش

خریداری نمودند یک طویله * همانطوری که رسم است در قبیله

خر عاقد کتاب خود گشایید * وصال عقد ایشان را نمایید

دوشیزه خر خانم آیا رضایی ؟ * به عقد این خر خوشتیپ در آیی ؟

یکی از حاضران گفتا به خنده * عروس خانوم به گل چیدن برفته

برای بار سوم خر پرسید * که خر خانم سرش یکباره جنبید

خران عر عر کنان شادی نمودند * به یونجه کام خود شیرین نمودند

به امید خوشی و شادمانی * برای این دو خر در زندگانی


خوشحال میشوم اگر من را با نظرات گرم خود همراهی نمایید



نوشته شده توسط علی نجفی در جمعه 15 شهریور 1387 و ساعت 02:09 ق.ظ [+] | نظرات ()